قصه‌هایی از برف و هندوانه…

قصه‌هایی از برف و هندوانه

قصه‌هایی از برف و هندوانه… مجموعه‌ی هفت داستان کوتاه از نخستین داستان‌های من است که بین سال‌های ۱٣٨۶ تا ۱٣٨٩ نوشته شده‌اند. این آثار که عموما رنگ و بوی تخیلی دارند بیشتر در فضای شهری می گذرند و بعضی‌هایشان تحت تاثیر فرهنگ‌های عامیانه ایرانی و سلتی نوشته شده‌اند. داستان‌های زیر عناوین این مجموعه را تشکیل می‌دهند:

– برآمدن دهکده
– دایانوم
– ایستگاه شماره‌ی پنج تله‌کابین توچال
– به رنگ هندوانه
– ستاره
– کدوی براتیگان
– طعم کدوحلوایی

به رنگ هندوانه برنده‌ی جایزه‌ی داستانک‌نویسی یلدای سال ۱۳۸٨ آکادمی فانتزی و پرشین بلاگ بوده است، همچنین داستان بر آمدن دهکده در یکی از جلسات گروه ادبیات گمانه زن در سال ۱۳۸٧ به نقد گذاشته شده است.

این مجموعه توسط نشر قطره به چاپ رسیده است.

صفحه‌ی کتاب در وب‌سایت گودریدز

هیچ‌کس نمی‌دانست چه اتفاقی رخ داده است. ابری سیاه و سترون بر فراز شهر بود و هوا چنان رو به سردی می‌رفت که تا یک ساعت دیگر بخار پشت شیشه‌ها یخ بست.

چاره‌ای نداشتیم جز آن‌که پای تلوزیون بنشینیم و اخبار را از قاب شیشه‌ای دنبال کنیم، اما هیچ کس توضیحی منطقی برای این رویداد غیرمنتظره نداشت. تنهای چیز که همه بر سر آن توافق داشتند این بود که آن روز صبح مثل همیشه خورشید طلوع نکرده است! شب سی‌ام آذر ماه هنوز تمام نشده بود که برنامه‌های رادیو و تلوزیون هم قطع شدند…

از به رنگ هندوانه داستان نخست مسابقه‌ی داستانک نویسی یلدای ١٣٨٨ آکادمی فانتزی و پرشین بلاگ