چند پیش درآمد برای زمستانی که پیشِ روست

 

۱

زمستان خواهد آمد
و جایی از این شهر کسی در انتظار توست.
زمستان از راه می‌رسد،
یک نفر همین حالا
تو را آن روزها خواب می‌بیند…

٢
به زودی هوا سرد خواهد شد
و باید حساب لحظه‌های گنگ را بکنیم
حساب قدم‌های پیاده
از این سر، به آن سر شهر
و درخت‌های برهنه‌ی چنار
که چطور در گوش هم،
چیزی را نجوا می‌کنند
تا ما نفهمیم چرا
روزها این همه کوتاهند و شب‌ها
آن قدر طولانی.

۳
زمستان از راه می‌رسد
و ما خواب‌هایمان را تا خود بهار می‌شماریم
زمستان، چند قدم آن سوتر
از شیروانیِ روز آویخته
و برف،
صبحِ روشن کوه‌های شمال شهر است

۴
تا ظهر چیزی نمانده
پیاده‌رو یخ بسته
و شاخه‌ها، خمیده

۵
کمی پیش از صبح
پرنده‌ای می‌خواند
و من هنوز در پس روزهای دور
بیدار مانده‌ام.
سالی هم‌اینک
زیر آفتابِ اسفند آب می‌شود

ا

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *