گُل‌های ناتمام

 

گل‌های ناتمام،
به تمامی همه‌جا روییده
بر دیواره‌های آشپزخانه
روی میز
در انتهای ظرف‌های نشسته

خیابان به خیابانْ شهر
زیر گرده‌‌گل‌های سترون دفن شده
و صبح، رخت فرتوتی است بر تن شب
که تازه و سرتاسر نور
بر مدفن روزهای دور آرمیده است

گل‌های ناتمام، کنج لحظه‌های از یاد رفته روییده‌اند
بر اندام آبسوده‌ی زمان
بی هیچ آرزویی و شِعرای یمانی
برای سال‌‌هاست که در انتظار فصلی نو
می‌سوزد.

ادامه نوشته